دولت کودتا از حمایت بین المللی برخوردار است

سیاست جهانی بیشتر از آنکه ما تصور می کنیم بر مدار قوانین اقتصادی می گردد و اگر چه حقوق بشر و محیط زیست جایگاه ویژه ای برای خود باز کرده اند اما همچنان تصمیم گیرندگان بین المللی معیارهای اقتصادی را ملاک قرار می دهند. دولت جمهوری اسلامی اگر چه برای ملت ایران نتیجه ای جز نابودی منابع مادی و معنوی ثمره ای نداشته است برای دولتهای شرقی، غربی و مستقل منبع برکات مادی فراوانی بوده است و به همین دلیل من اعتقاد دارم که اغلب دولتهای جهان از دولت جمهوری اسلامی تا حد ممکن حمایت خواهند کرد و به انحاء مختلف از سقوط آن و برپائی یک نظام مردمی در ایران جلوگیری خواهند نمود.

برای فهم موضوع خبر زیر را از میدل ایست آنلاین به تاریخ سیزده سپتامبر دوهزار و ده بخوانید.

دولت اوباما در جريان بزرگترين معامله تسليحاتی اين کشور، کنگره را در جريان طرح  فروش هواپيماهای پيشرفته به ارزش 60 ميليارد دلار به عربستان سعودی قرار خواهد داد. اين خبر در روز دوشنبه در نشريه وال استريت ژورنال اعلام شده است.

وال استريت ژورنال نوشت دولت برای به روز رسانی دفاع موشکی و دريايی عربستان سعودی، که ارزش آن می تواند بالغ بر ميلياردها دلار شود نيز در حال گفتگو با دولت پادشاهی اين کشور است.

در اين گزارش آمده است که از نظر دولت آمريکا، فروش تسليحات بخشی از يک سياست جامع تر برای دادن اطمينان خاطر به متحدان عربی آمریکا در برابر ايران است.

به گزارش وال استريت ژورنال، هواپيماهای جنگنده و بالگردهايی به ارزش 60 ميليارد دلار در صدر درخواست های سعودی ها قرار دارد……

در مصاحبه نوشابه امیری با ابراهیم یزدی در 17 بهمن 87، آقای ابراهیم یزدی در جواب یک سوال در مورد تعامل آمریکا با ایران در ایام بعد از انقلاب و بخصوص در ایام جنگ ایران و عراق، به نکته ای اشاره می کند که به نظر من بسیار قابل تامل است. در این مصاحبه ابراهیم یزدی عنوان می کند که هر گاه در طبقه حاکمه ایران مخصوصا آقای خمینی اراده ای برای برقراری آتش بس و صلح بوجود می آمد، رسانه های غربی موج تبلیغاتی گسترده ای با تاکید بر شکست قریب الوقوع عراق و پیروزی و فتح بغداد توسط ایران ایجاد می کردند که موجب سستی حاکمیت ایران در برقراری صلح و تهییج ایشان به ادامه جنگ بود.

به راه انداختن تبلیغات رسانه ای در جهت از بین بردن انگیزه ایران برای پایان جنگ، این تئوری را تقویت می کند که آمریکا و در واقع غرب حامی ادامه جنگ ایران و عراق بوده اند. در واقع جمهوری اسلامی ایران که خواسته یا ناخواسته نقش موثری در گرم کردن ناآرامیهای منطقه خاورمیانه دارد مطلوب کسانی است که از ناآرامی ارتزاق می کنند. به نظر من دولتمردان آمریکا حکومت فعلی ایران را کاملا مطلوب یافته اند چرا که بازار ناآرامی و در نتیجه نیاز به دخالت آمریکا و خرید اسلحه را در منطقه همچنان گرم نگه میدارد و به همین دلیل نه تنها علاقه ای به تغییر منش و روش حکومت فعلی ایران ندارند بلکه از بروز تغییر جلوگیری می کنند. ناکارآمدی و غوغای رسانه ای دولت احمدی نژاد ارزش اقتصادی حاکمیت فعلی ایران رابرای آنان دو چندان کرده است.

البته آمریکا تنها میزبان این سفره پر نعمت نیست و حمایت از حکومت فعلی ایران تنها محدود به دولتمردان آمریکا نمی شود بلکه به این لیست می توان کشورهای در حال توسعه مانند روسیه، چین و هند را نیز اضافه نمود چرا که وابستگی ایران به تولیدات این کشورها به دلیل روابط مخدوش ایران با غرب تشدید شده است و تا زمانی که حاکمیت ایران با سیاستهای تنش زا به حیات خود ادامه می دهد سهم این کشورها هم از خوان ایران تضمین می شود. حمایت آشکار روسیه و چین از ریاست جمهوری احمدی نژاد حتی در زمانی که اعتراضات مردمی ایران هر دولتی را در تبریک گفتن به انتخاب مجدد وی دچار تردید کرده بود، شاهدی غیر قابل انکار بر این مدعاست.

متاسفانه لیست کشورهائی که حاکمیت فعلی ایران را می پسندند به کشورهای مذکور محدود نمی شود و کشورهای همسایه در منطقه خاورمیانه و اسرائیل را نیز باید به آن اضافه کرد. اسرائیل با ماهیتی اشغالگر بیشترین نیاز را به یک دشمن خارجی برای توجیه رفتارهای غیر انسانی و اشغالگرانه خود دارد. وقایع جنگ سی روزه لبنان و حمله به غزه تنها در سایه سیاست های تهدیدآمیز ایران بود که با تسامح کشورهای اتحادیه اروپا مواجه شد.

علاوه بر اسراییل، اغلب کشورهای همسایه با ساختار اقتصادی شبیه به ایران، از هر عاملی که کفه بهره وری اقتصادی را به نفع آنان سنگین کند حمایت می کنند. کاریکاتور کیش در مقابل رونق اقتصادی دبی، پیشتازی قطر در استحصال از منابع گازی پارس جنوبی و واگذاری منابع گازی و نفتی خزر به کشورهای حاشیه آن نمونه هائی واضح از این پیشتازیهاست که بدون شک در سایه ناکارآمدی حاکمیت ایران و سیاستهای نمایشی آن حاصل شده است.

در کنار تمام کشورهایی که ذکر آنها رفت، کشورهای جهان سومی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین که مهمان خوانده و ناخوانده سفره رنگارنگ و صرفا تبلیغاتی ایران هستند تا شاید در منازعه های سیاسی جانب ایران را بگیرند نیز ارزش حاکمیت فعلی ایران را به خوبی درک کرده اند.

با در نظر گرفتن منافع مادی فراوان حکومت جمهوری اسلامی ایران برای دولتهای کوچک و بزرگ دنیا جای تعجب نیست که سقوط ولایت مطلقه فقیه و جایگزینی آن با یک دولت دموکراتیک موجب نگرانی همه کسانی شود که امروز بر خوان گسترده ایران نشسته اند.

تحریمهای بین المللی علیه ملت ایران یکی از روشهای ریاکارانه و ناجوانمردانه برای تضعیف ملت ایران و تقلیل خواسته های آنان به نیازهای اولیه زندگی است تا به این ترتیب دولت جمهوری اسلامی بتواند چند صباحی بیشتر به حیات خود ادامه دهد.

قائله هسته ای هم از دست آویزهائی است که آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و چین به عنوان تنفس مصنوعی برای ادامه حیات این نظام از آن استفاده می کنند. قائله هسته ای همان بحرانی است که حاکمیت فعلی ایران با توسل به آن می تواند مردم را در داخل به دنبال خود بکشد و بدون شک یکی از محوری ترین مسائلی بوده است که مردم ایران در طول چهار سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد با آن زندگی می کردند.

نتیجه آنکه جنبش سبز ایران نباید انتظار حمایت از سمت دولتهای بزرگ و کوچک دنیا داشته باشد و تنها باید با تکیه بر توان و اراده درونی خود به این راه دشوار ادامه دهد.

این ورودی در Uncategorized فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s